حضرت زینب (س)؛ آغازگر «جهاد روایت» و شکستن محاصرهٔ تبلیغاتی
حضرت زینب (س)؛ آغازگر «جهاد روایت» و شکستن محاصرهٔ تبلیغاتی
پس از عاشورا، آنچه میرفت تا در حافظهٔ تاریخی بهعنوان یک «شورش شکستخورده» تثبیت شود، در واقع صحنهٔ نبردی دیگر بود: نبرد بر سر «معنا». دستگاه تبلیغاتی اموی با تمام توان میکوشید روایتی رسمی بسازد که در آن امام حسین (ع) و یارانش «خارجشده بر حکومت» و «شورشگر» معرفی شوند و صدای اعتراض، در هیاهوی تبلیغات دولتی خفه شود. در چنین وضعیتی، حضرت زینب (س) کاری کرد که بنیانهای آن محاصرهٔ تبلیغاتی را فرو ریخت: او «جهاد روایت» را آغاز کرد.
نکتهٔ کلیدی در سیرهٔ ایشان این است که فرصت نداد روایت دشمن بر افکار عمومی غلبه کند؛ بلکه با تدبیر، کاری کرد که روایت او بر اذهان حاکم شود. این دقیقاً همان نقطهای است که «مکتب زینبی» را از یک واکنش عاطفی به یک راهبرد رسانهای-تبیینی تبدیل میکند. حضرت زینب (س) با فرمان کوتاه اما قاطع «اسکتوا» در بازار کوفه، ابتدا توجه مخاطبِ غافل را گروگان گرفت و سپس با خطبهای کوبنده، چارچوب ذهنی مردم را به هم ریخت و اعتبار روایت رسمی حاکمان را زیر سؤال برد. او اسارت را نه بهعنوان نقطهٔ پایان، بلکه بهمثابه یک «کاروان تبلیغی سیار» و تریبونی برای افشای حقیقت به کار گرفت. نتیجهٔ این جهاد روایت، آن شد که «شکست ظاهری» کربلا به «پیروزی تاریخی» تبدیل شد و زمینهٔ فروپاشی امویان فراهم گشت.
امروز، در آنچه بهعنوان «جنگ تحمیلی سوم» شناخته میشود، دشمن با «خطای محاسباتی» تمامعیار وارد شد. محاسبهٔ او بر این توهم استوار بود که با ضربه به لایههای سیاسی و امنیتی، پیکرهٔ جمهوری اسلامی فرو میپاشد و مردم به خیابانها میریزند؛ اما همین محاسبه، نقطهٔ شکست او شد. تجربهٔ جنگ چهلروزه نشان داد که ایران نهتنها فرو نپاشید، بلکه با بازیابی سریع قدرت، معادلات قدرت در قرن بیستویکم را تغییر داد و حتی دشمن را به میز مذاکره کشاند. اکنون همانگونه که حضرت زینب (س) نگذاشت روایت اموی از عاشورا جاودانه شود، جهاد روایتِ زینبی وظیفه دارد پیروزی قطعی جبههٔ مقاومت را مستند، بازگو و ماندگار کند.
این وظیفه، صرفاً «اطلاعرسانی» نیست؛ بلکه شکستن محاصرهٔ تبلیغاتی و جلوگیری از غلبهٔ روایت دشمن است. اگر راویان حقیقت ساکت بمانند، دشمنی که در میدان نظامی و محاسباتی شکست خورده، میکوشد همان شکست را در افکار عمومی به «پیروزی» یا «بنبست» تبدیل کند. مکتب زینبی به ما میآموزد که روایت درست و بهاندازهٔ ضرورت، خود بخشی از نبرد است. امروز نیز باید با همان منطق، شجاعت و بلاغت، دستاوردهای مقاومت را روایت کرد؛ چراکه در جنگ روایتها، آنکه روایت را در دست دارد، آینده را در دست دارد.



